به ياد رنگ درياي نـــــــــگاهت
نوشتـــــــم شعرهاي جاودانه
حديث مانــــــــــدگار با تو بودن
سرودم تلخ اما عاشـــــــــقانه
من و ديروز و يك باغ پر از عشق
تو و لبحـــــــند و يك روياي پرواز
من و فردا و اندوه جــــــــــدايي
تو و آسودگي و خـــــــــنده و راز
نگاهم خواند و دل در خاطـر آورد
همان دنياي سبز عاشــــــــقانه
وزآن پس با دو چشمت عهد كردم
كه عشق ما بماند جاودانـــــــــــه
